روژينروژين، تا این لحظه: 16 سال و 6 ماه و 1 روز سن داره

روژین دختر کوچولوی مامان و بابا

مهمونی

امشب خونه دختر عمع بابایی بودیم شما هم با دخترشون یاسمین که 4 سالشه ترکوندی هر چی انرژی داشتی تخلیه کردی قربون شیطونیات بشم که نزاشتی مامانت یک دقیقه بنشینه همه جا ئنبال بودم که خدایی نکرده اتفاقی نیفته کلی از پله هاشو بالا پایین کردی دوست دارم شیطون کوچولو خودم بوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس
1 بهمن 1390

کیک

امروز جمعه بعد از که از امتحان اومدم شما خوابیدین من و بابایی تنها شدیم بابا پیشنهاد داد که میخواد واسمون کیک درست کنه خلاصه با کلی ریخت و پاش و بلند بلند توضیح دادن طرز تهیه کیک کیکمون درست شد اما از هم وا رفت هههههههه کلی خندیدم و شما هم از خواب بیدار شدی بابایی مهربون واسه شبمون هم پیتزا درست کرد به به خداییش عجب پیتزایی شد از فردا قراراه بابایی غذا درست کنه خوب چه اشکالی داره دست پخت به این خوشمزگی حیف بی استفاده بمونه مگه نه........ خلاصه که دختر گلم جمعه نسبتا خوبی داشتیم از این بابت میگم نسبتا که مامانی امتحانشو زیاد خوب نداد اگه مشغله فکری داشتم نتونستم زیاد درس بخونم اما من بازم سعیمو میکنم عزیزکم دوست دارم شبت خوش...
1 بهمن 1390

امتحان

دختر گلم الان ساعت 1:15 من ساعت 3 امتحان ارشد دارم الان اماده شدم نشتم وب گردی میکنم ههههههه از زیاد خوندنه
30 دی 1390

بدون عنوان

الهی من قربونت بشم خاله دیشب خونه مامان جون غوغا میکردی تازه گاگله کردن یاد گرفتی اگه مراقبت نباشن هر جایی دلت میخواد میری دوست دارم عزیزم
30 دی 1390