مهمونی
امشب خونه دختر عمع بابایی بودیم شما هم با دخترشون یاسمین که 4 سالشه ترکوندی هر چی انرژی داشتی تخلیه کردی قربون شیطونیات بشم که نزاشتی مامانت یک دقیقه بنشینه همه جا ئنبال بودم که خدایی نکرده اتفاقی نیفته کلی از پله هاشو بالا پایین کردی دوست دارم شیطون کوچولو خودم بوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس
نویسنده :
امیر و مریم
23:40
کیک
امروز جمعه بعد از که از امتحان اومدم شما خوابیدین من و بابایی تنها شدیم بابا پیشنهاد داد که میخواد واسمون کیک درست کنه خلاصه با کلی ریخت و پاش و بلند بلند توضیح دادن طرز تهیه کیک کیکمون درست شد اما از هم وا رفت هههههههه کلی خندیدم و شما هم از خواب بیدار شدی بابایی مهربون واسه شبمون هم پیتزا درست کرد به به خداییش عجب پیتزایی شد از فردا قراراه بابایی غذا درست کنه خوب چه اشکالی داره دست پخت به این خوشمزگی حیف بی استفاده بمونه مگه نه........ خلاصه که دختر گلم جمعه نسبتا خوبی داشتیم از این بابت میگم نسبتا که مامانی امتحانشو زیاد خوب نداد اگه مشغله فکری داشتم نتونستم زیاد درس بخونم اما من بازم سعیمو میکنم عزیزکم دوست دارم شبت خوش...
نویسنده :
امیر و مریم
1:27
مهمونی روژین خانوم و کثیف کردن لباس
جیگر بابایی
امتحان
دختر گلم الان ساعت 1:15 من ساعت 3 امتحان ارشد دارم الان اماده شدم نشتم وب گردی میکنم ههههههه از زیاد خوندنه
نویسنده :
امیر و مریم
13:16
بدون عنوان
الهی من قربونت بشم خاله دیشب خونه مامان جون غوغا میکردی تازه گاگله کردن یاد گرفتی اگه مراقبت نباشن هر جایی دلت میخواد میری دوست دارم عزیزم
نویسنده :
امیر و مریم
13:11





