روژينروژين، تا این لحظه: 16 سال و 5 ماه و 29 روز سن داره

روژین دختر کوچولوی مامان و بابا

شب یلدا

سلام عزیزم امشب خونه مامان جون مامان بابایی بودیم همه بودن خیلی خوش گذشت اما من به ظاهر خوشحال بودم و میخندیدم چون مامانم و بابام تنها تو خونه بودن خودشون دوتا با دایی امین البته دایی امین دیر از سر کار اومده بود خیلی دلم سوخت میدونم که قراره فردا اونجا هم شب یلدا بگیریم ولی هر چیزی جای خودش مزه میده
1 دی 1390

بابایی و شیطونیاش

سلام گرمی در هوای سرد زمستانی سلام گل دخترم ببخشید گلم مامانی چند روز نتونسته بود بیاد خازراتتو بنویسه حالا علتشو تو ضیح میدم مامان جون (مامان بابایی) مریض بودن البته دو روز که مدام بهشون سر میزدیم و یک روز هم من براشون خوراک درست کردم بردم چون سرما خوردگی شدید بود اما علت اصلی نیومدن من امان از دست بابایی که دوباره امتحان هایی میان ترمش شروع شده و من باید مثل همیشه بشم معلم و دنبال سر بابایی بدو بدو کنم بگم درس بخون شیطونی بسه این و بخور اینو بخون تی وی دیدن بسه خلاصه مامان جون جونم برات بگه که بابایی موقع امتحاناش خیلی اذیت میکنه من به هیچ کاری نمیرسم حتی بعضی از درساشو من باید بخونم خلاصه کنم که بابایی از سر کار اومد بشی...
30 آذر 1390

سوپرايز

از خونه مامان جون اينا كه اومديم در خونه رو كه باز كردم وايييييييييييييييييييييي خداي من درخت كريسمس   بابايي از دانشگاه زود اومده بود خونه درخت كريسمس كه من عاشقشم رو خريده بود در خونه رو كه باز  كردم خيلييييييييييييييييييييييييييييييييي خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوشـــــــــــــــــــــــــــــــــــحال شدم اخ جون امسال درخت كريسمس داريم   هــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا   مرسي شوهر گلم عاشقتم ميميرم برات يه بوس گنده واسه لپت خجالت نكش كوچولو ...
22 آذر 1390

خونه مامان جون

امروز خونه مامانم بودیم چون بابایی تا شب دانشگاه داشت اینجا مشکل اینترنت ندارم چون adsl دارن خیلی راحتم از صبح تا شب که بابایی بیاد من پای فیس بوکم هستم و سایتایی که دوست دارم عصر با هم رفتیم تو حیاط توپ بازی کردیم و حیاط مامان جونو جارو زدیم کلی با هم حرف زدیم و خندیدیم مامان جون نهار برامون عدس پلو با گوشت درست کرد به به خیلی خوشمزه بود من این غذا رو خیلی دوست دارم ظهر شما ساعت 4.30 خوابیدی منم درس خوندم حالا هم داری با مامانی بازی میکنی منم پای فیس بوکم و نی نی وبلاگم دوست دارم عزیز شیطونم  
21 آذر 1390