روژينروژين، تا این لحظه: 16 سال و 5 ماه و 28 روز سن داره

روژین دختر کوچولوی مامان و بابا

روزت مبارککککککککک

امروز روز شماست پس مامان گوش به فرمان بود و هر کاری گفتی انجام داده حالا شب هم میخوایم با بابا بریم پارک هوراااااااااااااااااااا به قول خودت پارک بچه باجی عاشقتم عزیزم
28 شهريور 1391

بدون عنوان

سلام عزیزم  منو ببخش که نبودم  اخه اصلا وقت نمیکنم بیام اینجا سر بزنم مامان جون و عمه اعظم رفتن دبی واسه یک ماه واسه همین بابا جون تنهاست و ما باید پیششون باشیم خاله شیوا هم از هلند امده واسه دو هفته ایرانه خیلی دلم براش تنگ شده بود تا رسید با دایی امین رفتن شمال واسه گردش  مامانی هم الهی شکر حالش یکم بهتره اما هنوز خوب خوب نیستم روژین مهربونم اینکه میگم مهربون چون واقعا مهربونی هر چی داری با دیگرون نصف میکنی اب که میخوای بخوری اول تعارف میکنی واقعا مهربونی عشق مامان  
8 شهريور 1391

ماه رمضان و مریض شدن مامانی

  ساعت 4 صبح بود هر کاری میکردم نفس بکشم نمیتونستم انگاری یادم رفته بود بابا لباسشو پوشید و رفتیم بیمارستان دکی گفت باید از بدی ببینیم از چیه خلاصه تا صبح اینور و اونور شدم تا به زور خوابم برد تا اینکه ظهر دباره حالم بد شد دکی نگفت روزه نگیرم منم روزه گرفتم خلاصه بابایی کلی داد و بیداد و هوار که چرا روزه میگیری :( قرار شد صبح  زود بیدار شم برم  از بدم دو روز بعد جواب از گرفتم دکی جون گفت قندت پایینه روزه هم تعطیل منم با کلی التماس به بابایی قول دادم که حالم خوبه و میتونم روزه بگیرم خلاصه اینکه ما روزه گرفتیمو نزدیک افطار یهووووووووووووووووووووو پهن شدیم وسط پذیرایی بابایی هم ترسیده بود و با ارامش کامل م...
25 مرداد 1391

درد دلی با خدای سحرگاه

چند مدته که عادت کردی که رو پا بخوابی راستش بگم هفته که هفت روز داره منو شما 8روزش با کلی التماس و گریه وزاری که خسته ام . جون مامان بذار بخوابم. بسه دیگه . عمو پورنگ تموم میشه میگی مامان بعی بعی اون تموم میشه یکی دیگه وااااااااااای بسه دیگه عزیزکم بخواب. چیکار می کنی این همه انرژی ........... وقتی هم بلند میگم بخواب دیگه روژین میای پیشم میگی مریم مامان مریم سرتو کج میکنی کلی بوسم میکنی خیییییی .چه آهنگ دلنوازی داره لحنت. آدمو سست می کنی. دیگه عصبانیتم کمرنگ میشه. بخواب عزیزم. منم دوستت دارم. اما حالا وقت خوابه. دوباره لحنم تغییر میکنه: مامان بخواب دیگه. به جون خودم چشام دارن غیری بیری میرن. وااااااای ساعت شد 1. من ...
14 مرداد 1391

اینم نفسم

اینم عکی روژین خانم ماشاله یادتون نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــره
30 تير 1391