تا 6 ماهگیت
دختر گلم روژین خانوم
از اولین روزی که به دنیا اومدی تا ۶ ماهگیت خیلی گریه میکردی همش مبردیمت دکتر ببینیم چی شده علت گریه هات چیه اصلا اهل خواب نبودی من و بابا امیر روی دست تا ساعت ۴ یا ۵ صبح راه میرفتیم تا شما بخوابی خیلی روزای سختی بود
یادم میاد عروسی که میبردیمت خوشت نمی یومد ما هم برای اروم کردن شما مجبور بودیم ببریمت یه جای دور شما رو روی دست تکان بدیم تا ساکت بشی درست تا ۶ ماه اینجوری بودی بعضی روزا منم با تو گریه کی کردم
وای خدای من خیلی بی خوابی کشیدیم تا شما بزرگ بشی تا اومدی خوب بشی واکسن شش ماهگیتو باید میزدی من از روز قبل استامینفون دادم تا تب نکنی تا صبح بالای سرت بودم خدا رو شکر فقط ناله میکردی الهی بمیرم خیلی درد داشتی گلکم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


تا 6 ماهگیت 




