درگيري من ودختري
دختر خوب
سلام . خسته نباشی و خسته نباشم
واخ واخ واخ
مدتیه باهم سر تلویزیون دیدن در گیری داریم شما با عمو پورنگ غذا ميخوري همش به بابايي ميگم عمو پورنگ بزار تا روژيني غذاشو بخوره بابايي هم ميگه بزار اين فيلمو ببينم بعد شما هم كنترل رو برميداري و......
.gif)
تازه بابايي بحر فیلمه که یهویی یا تلویزون خاموش می کنی یا کانال عوض می کنی
تا به خودم می جنبم کار از کار گذشته و قسمت حساس فیلمو از دست داده بابايي
حالا چی
فکر کن
توی آشپزخونه امو.gif)
یه حواسم به غذاست یه فکرم سمت شما که کجایی و چیکار میکنی یه سرمم گرمه صدای فیلمه
ماشالاه به من , نه
درآن حاضر چندتا کار می کنم
شما میای و یهویی
.gif)
دگمه پاور رو میزنی و خودتم میخکوب میشی که آيا ايا
یعنی صداچراقطع شد؟!!
خدای من
کنجکاوی و وروجکی تا چه حد
والاه بلاه اونقدر دختركم توی این دنیا درآینده باید بچرخی و بالا پایین بری که حدی نداره.
من اگه جای تو بودم الان استراحت می کردم..gif)
می خوردم و بعدشم جلوی تلویزیون لالا می کردم.
یه مامان داشتم که به موقع غذامو میداد,.gif)
پوشکمو عوض می کرد.gif)
من دیگه غصه اینو نداشتم که وای الان افطار میشه غذام حاضر نیست
وای لباسارو نشوستم
.gif)
وای چرا همسری دیر کرد
وای چرا من این قدر چاقم.gif)
راستی چرا مامانت اینقدر چاق شده و شما گل دختری اینقد چوچولوموندی
خوشبحالت دخترم کاش همیشه بچه می موندیم .
بچگیتو بکن گلم اینقدرم نق نزن به مامان.gif)
قول بده باشه


درگيري من ودختري
