شيطون
عزیز دلم صبحت بخیر
جدیدا اخلاقت خیلی تغییر کرده.
شبا تا دیر وقت بیداری و دور خونه می چرخی.
ساعت میشه 11.gif)
و شما تازه دوست داری با با بایی بازی کنی.می ری پشتشش قایم میشی. میپری روی شکمش.
متوجه شدی چقدر روی صفحه tvحساسیم هرچی دستت میاد و می ری می کوبی روی صفحه تلویزیون.
هرچی بازبون خوش و آرومی
وخنده می گیم دست نزن دخترم خراب میشه.
فایده نداره.
اول به ما نگا می کنی بعد با خنده می پری سمت تلویزون اگه چیزیم گیرت نیومد واسه کوبوندن روش بادستت این کارو می کنی.
ماهم مجبور میشیم مثلاواسه تنبیه شما تلویزونو خاموش کنیم و توی تاریکی خونه یکمی با چشای مادون قرمزت راه میری بعد میای کنارم دراز میکشی تا بخوابی.
عزیزکم دارم لحظه شماری می کنم برسی به سنی که یکمی این شلوغ کاریات کم بشن.
.gif)
خداییش حالا دارم تفاوت دختر وپسرو درک می کنم.ميفهمم كه شما اندازه ده تا پسر شيطوني
یه جایی که میریم همش در حال اذيت كردني و همش ااااا ب ب ب ميخواي وقتي بهت ميدم ميريزي رو
فرش مردم و شما وروجک من دایم در تلاش و کشف یه ناشناخته تازه ای.
خداروشکر باهمه اینکه این کارات کلافم می کنه
.gif)
و گاهیم یکمی از کوره در میرم.gif)
, به خودم می گم خدایا شکرت , اینا همه نشونه سلامتی دخترمه
يه عالمه دوست دارم عزيز دل مامان


شيطون
