روژينروژين، تا این لحظه: 16 سال و 6 ماه و 5 روز سن داره

روژین دختر کوچولوی مامان و بابا

عروسي دايي امين و زن دايي شيوا

1390/5/7 15:38
نویسنده : امیر و مریم
1,353 بازدید
اشتراک گذاری

اينم از عروسي دايي امين چه زود گذشت خيلي به من خوش گذشت فكر كنم به تو هم خوش گذشت عزيزم

شما همش بغل بابايي بودي چون من يه دونه داداش بيشتر ندارم كه ميخواستم

سنگ تموم بزارم از اول تا اخر داشتم ميرقصيدم

 

niniweblog.com

واي كه چقدر خوش گذشت

 

شما هم اون ور داشتي واسه خودت خوشحالي ميكردي

niniweblog.com

 

niniweblog.com

 

چون تازه ذوق راه رفتن داري واسه خودت پرسه ميزدي

niniweblog.com

 

ببخش دختر گلم كه مجبور بودم تا ساعت 3.30شب بيدار بزارمت خيلي خسته شده بودي ماماني از شما و بابايي معذرت خواهي ميكنه

niniweblog.com

 

خلاصه كه

 كلي به دلم رسوند بابايي الهي قربونت بشم عزيزم ممنونم واسه تمام كارايي كه واسم كردي

niniweblog.com

خيلي دوست دارم

راستي يادم رفت بگم بعد از عروسي عروس كشون بود كه بوق بوق بوبوق بوق پشت سر ماشين عروس ميرفتيم

niniweblog.com

ديگه شما گل دختر خيلي خوابت مي يومد كه يه لحظه تو ماشين ديدم خوابت رفتهniniweblog.com

 

زن دايي شيوا خيلي خوشكل شده بود ماشاالهniniweblog.com

انشااله به پاي هم پير بشن

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (8)

مامان آنیسا
7 مرداد 90 2:07
سلام عزیزم مبارکه انشاا... همیشه به جشن وعروسی خوشحالم بهتون خوش گذشته به من وآنیسا هم سربزن ممنون روژین جونو حتما ببوس
lمامان سام
8 مرداد 90 18:18
مباركهههههههههههههههههههههه
كوچولو
8 مرداد 90 18:21
از طرف ما هم تبريك بگيم در ضمن دخترتون خيلي خوشكله شبيه باباشه يل مامانش
عزيز دل
8 مرداد 90 18:24
مباركه انشاله روزي كوچولو تون باشه
ديبا
8 مرداد 90 18:24
به پاي هم پير شن
ارين
8 مرداد 90 18:25
شيما
8 مرداد 90 18:26
بوق بوق بووق بوق خيلي قشنگ مينويسي
مامنيه منه
19 مرداد 90 16:35
انشاله خوشبخت بشن