مهمونی
5شنبه شب خاله مژده از اصفهان اومد
شام اومدن خونمون خیلی خوش گذشت کلی باهاش و امیر شوهر مژده بازی کردیم
تا دیر وقت داشتیم از خاطره های دانشگاه نی ریز میگفتیم
ما دو تا دوست مثل دو تا خواهریم
قرار گذاشتیم تا با هم مسافرت بریم حالا ببینیم چی میشه
من برم کلی کار دارم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


مهمونی
