روژينروژين، تا این لحظه: 16 سال و 6 ماه و 3 روز سن داره

روژین دختر کوچولوی مامان و بابا

شب یلدا

1390/10/1 1:51
نویسنده : امیر و مریم
351 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیزم امشب خونه مامان جون مامان بابایی بودیم همه بودن خیلی خوش گذشت اما من به ظاهر

 خوشحال بودم و میخندیدم چون مامانم و بابام تنها تو خونه بودن خودشون دوتا با دایی امین البته دایی امین

 دیر از سر کار اومده بود خیلی دلم سوخت میدونم که قراره فردا اونجا هم شب یلدا بگیریم ولی هر چیزی

 جای خودش مزه میده

دارم به این فکر میکنم مامانم و بابا اینهمه زحمت کشیدن که دورشون باشیم کمکشون کنیم اما حالا برعکس

 شده اونا کمک ما میکنن

وقتی به مامانم زنگ زدم ساعت 10 گفت بابا و دایی امین خوابیدن کلی بغض کردم اما جلو بابایی به رو خودم نمی یارم چون ناراحت میشه

 

خلاصه که گریههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

مامان نفس
1 دی 90 16:04
انشاله تلافیشو امشب دربیارید عزیزم هر روزی که بلندترین خوشی ها رو داشته باشه میتونه یلدا باشه انشاله همیشه شاد و خوشحال باشید عزیزم منتظر حضور گرم و مهبونتم گلم
شیوا
2 دی 90 11:39
سلام وقتتون به خیر و خوشی . اگر وب بیا تو ببین چه خبره رو دوست دارین به کد 189 رای بدین . دوستنون دارم یه عالمه .
lمامانی درسا
4 دی 90 2:25
عزیزم مامانا حسشون قویه ومیدونن شما همیشه همیشه به فکرشون هستی . عزیزم میتونی هر وقت تونستی بهشون سر بزنی یلدا بهانه س مهم اینه مه با هم باشیم و خوش .
الهه
6 دی 90 8:12
سلام عزيزم.نميدونم چطوري ميشه عكسا رو گذاشت توي اون وبم بلد نيستم.يه بار ديگه ايميلتو بفرست واسم